bandegi__khoda on Instagram

bandegi khoda

https://t.me/HarfBeManBot?start=NTEzNjk4NTg1

Report inappropriate content

14

13

21

14

16

سلاااام به همه😍 ‌ شبتون بخیر باشه،البته بهتره بگم نصف شبتون بخیر باشه😉😉 ‌ خوابم نمیبرد گفتم بیام یه چیزی رو براتون تعریف کنم ... ‌ من بستنی کلا زیاد دوست ندارم اما امروز اووون قدر هوا گرم بود که تصمیم گرفتیم بریم یه جا یه چیز خنک بخوریم ... ‌ رفتیم تو این مغازه ای که تو عکس دوم میبینید ... ‌ وااای بچه ها مگههه داریم مغازه دار به این مهرررربووونی ... ما که رفتیم تو مغازه یه ادم مهربون با لحجه ی شیرین جنوبی اومد بهمون خوش آمد گفت😍😍 ‌ ‌ اووون قدر لذت بردیم که خدا میدونه بعد که اومدم اینستاشون و چک کردم دیدم اسمشون بابا یوسف😍😍 ‌ ‌ همون شخصی که تو عکس سوم میبینید😍😍 یعنی شاید براتون عجیب باشه من این جوری تعریف میکنم اما بااید برید تو مغازشون تا ببینید چه قدر این ادم مهربونه 😍😍😍 ‌ ‌ مخصوصا برا ادمی مثل من که مهربونی براش خیییییلی اهمیت داره ایشون واااقعا قابل تحسین هستن😍 ‌ خداااا حفظشون کنه😍😄 ‌ ‌ اووون قدر خوشم اومد که گفتم بیام براتون تعریف کنم برید حتما مغازشون و از بستنی های خوووشمزه شون بخورید😍😍😍😍 @maedeh.as8 @shqyqyr هشت مرداد ۹۷

54

21

30

13

99

14

7

16

21

این داستان نرگس خواهر دار میشود😉 ‌ چندمین جلسه ای که مامان جونم و میارم مطب دکتر فیزوتراپیست ‌ . ‌ اگر راستشو بخواید اولش زیاد خوشحال نبودم و دوست داشتم این کار و بندازم گردن یکی دیگه از نوه های گرامی😉😉 ‌ . ‌ چون پیش خودم میگفتم یه سااااعت تو مطب نشستن خسته کننده اس برام😑 ‌ اما الان با ذوق میام و دعا دعا میکنم روزی که مامان جونم فیزیو تراپی داره این فسقل خانم که دستشو تو دست های من میبینید تو مطب باشه😍😍😍😄 ‌ . ‌ روز اول یسنا خانم اومد نشست بغلم خیلی اجتماعی و با اعتماد به نفس گفت من اسمم یسنا است اسم تو چیه ☺ ‌ یه لبخند عریض تحویلش دادم و گفتم به به عجب اسم قشنگی منم اسمم نرگس عزیییییزم😍 ‌ این یسنا خانم تو مطب من هر حرکتی میکردم و هر شخص جدیدی وارد میشد منو بهش نشون میداد میگفت اسمش نرگس😂😂😂 ‌ . ‌ حتی به اقایون و پسرا 😑😑😑 منم تو افق محو میشدم😂😂 ‌ اخر مامانش گفت بابا حیثیت برا این دختر نذاشتی باشه فهمیدیم اسمش نرگس 😂😂 ‌ بعدش هم اومده کنارم میگه تو خواهر داری گفتم نه عزیزدلم گفت پس من خواهرت ... گفتم بااااااشه با کمال میل😍😂 ‌‌ ‌ . ‌ حالا جدا از این دو تا بچه یه خانمی هم هست هم سن مامان جونم که همش با من ترکی صحبت میکنه😂😂با پسر خودش خیلی شیک فارسی حرف میزنه ها اما با من ترکی درد و دل میگنه ... و خیلی هم نگران شوهر نکردن منه😂😂 ‌ . ‌ فکر میکنه دارم میترشم بهم راهکار دعایی داد سری پیش و گفت که انجام بده شوهر کنی😂😂گفتم ممنون اما خب فعلا خودم تمایل ندارم ‌ . گفت اوااا یعنی چی زود تر شوهر کن😑 گفتم چشم😂😂😂😂 بنده خدا خیلی نگران من نترشم😂😂😂 ‌ . ‌ ‌۲۲تیر ماه ۹۷

37

62

34

130