az.in.tab •
آه ه ه ه...
يه آه مي كشه، از سر نااميدي يا بلاتكليفي. چيزي از قيافش معلوم نيس، تمام مدت كه سوال پرسيده نگاهش به برگه هاي روي ميز باجه شماره ٧ اِ. خانم پشت باجه شماره ٧ هم در پاسخ سوالش به مانيتور روبروش زل زده و دستهاشو مدام روي صفحه كيبورد بالا و پايين مي كنه، با صدايي شبيه پايكوبي رقصنده ها. مرد سرش هنوز به پايين خيره اس، كمي هم كه بالا رو نگاه كنه، چيزي از توضيحات تند و پر از اصطلاحو مدارك مورد نياز زن باجه شماره ٧ در نيافته، بيشتر از پرسيدن سوال بعدي كه تكرار سوال قبليشه درمونده به نظر ميآد. "ببخشيد من .... "
زن باجه شماره ٧ با نيم نگاهي و بدون توجه به نگراني هاي صورت مرد، شروع مي كنه به شمردن پولهاي نوبت قبلي و با سرعت دفعه قبل حرف هاشو تكرار مي كنه، با اين تفاوت كه جمله " خيلي ساده اس، چيزهاي ساده رم نمي فهمين" رو در شروع به مرد متذكر مي شه... •
•
#az_in_tab
‎#از_اين_تاب
•
•

1

• آه ه ه ه... يه آه مي كشه، از سر نااميدي يا بلاتكليفي. چيزي از قيافش معلوم نيس، تمام مدت كه سوال پرسيده نگاهش به برگه هاي روي ميز باجه شماره ٧ اِ. خانم پشت باجه شماره ٧ هم در پاسخ سوالش به مانيتور روبروش زل زده و دستهاشو مدام روي صفحه كيبورد بالا و پايين مي كنه، با صدايي شبيه پايكوبي رقصنده ها. مرد سرش هنوز به پايين خيره اس، كمي هم كه بالا رو نگاه كنه، چيزي از توضيحات تند و پر از اصطلاحو مدارك مورد نياز زن باجه شماره ٧ در نيافته، بيشتر از پرسيدن سوال بعدي كه تكرار سوال قبليشه درمونده به نظر ميآد. "ببخشيد من .... " زن باجه شماره ٧ با نيم نگاهي و بدون توجه به نگراني هاي صورت مرد، شروع مي كنه به شمردن پولهاي نوبت قبلي و با سرعت دفعه قبل حرف هاشو تكرار مي كنه، با اين تفاوت كه جمله " خيلي ساده اس، چيزهاي ساده رم نمي فهمين" رو در شروع به مرد متذكر مي شه... • • #az_in_tab#از_اين_تاب • •